فشاری که رو شونه هامه رو هیچ کس نمیفهمه. کسی نمیدونه چی دارم میکشم. خسته شدم از این اشکا. کاش زندگی مثل قبل بود. من زیادی ضعیفم برای چنین چیزی. نمیتونم بیشتر از این قوی باشم. دارم له میشم. تو رو خدا یه نفرم به من توجه کنه. نمیتونم بیشتر از این ادای قوی بودن دربیارم پیشش ولی باید بتونم چون به اندازه کافی غم داره و دیگه انصاف نیست ذهنش مشغول منم بشه. ولی آخه کی به فکر من باشه؟ من از درون دارم خورده میشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۹ ساعت 22:40 توسط من
|