کاش بمیرم. حس میکنم هیشکی نمیتونه تحملم کنه. حس میکنم اضافی ام. ضروری نیستم. هیچ وقت هیچ جا ضروری نیستم. همون چیزی که ژان پل سارتر میگفت. که دوست داشتم برای کسی برای چیزی ضروری باشم. ولی نیستم. هیچ وقت نیستم. میشه کلا از هستی پاک شم؟ همون چیزی که تو اون کتابه، 1984، میگفت. که میگفت بخار میشدند. جوری که انگار هیچ وقت نبودند. جوری که هر چیزی که ازشون وجود داشته پاک میشه. نمیشه بخار شم؟ انگار هیچ وقت کوثری به این شکل وجود نداشته.
دیروز یکی بهم گفت کوثر حالمو بهم میزنی. من حال بهم زنم؟ حال بهم زنم حتما دیگه. هیشکی نمیتونه تحملم کنه. دیسگاستینگ ام؟
کی این زندگی میخواد درست شه؟ میخوام همه ی اتصالاتم با بقیه رو قطع کنم. با همه. میخوام انقد تنها باشم تا بمیرم.
دیشب و امشب که رفته بودم بالا رو تخت تا هیشکی قیافمو نبینه. چند بار مهدیه ازم پرسید کوثر داری گریه میکنی؟ و من هر بار گفتم وااا. نه. گریه چیه. همچین چیزایی. در صورتی که هر چند بار جواب راست آره بود. فاکین آره. آره دارم گریه میکنم. آره نمیدونم چرا و بدون هیچ فاکین دلیلی دارم گریه میکنم.
از اینهمه توانایی خودم متعجب ام که همزمان دارم میخندم و گریه میکنم.
یا مثلا یکی غیرمستقیم بهم گفت میشه دهنتو ببندی؟ ینی ببین من چقد مزخرفم دیگه. چقد حال بهم زنم.
کاش بمیرم همه از دستم راحت شن.
چرا یکی الان جلوم ننشسته بگه هر چی میخوای بگو؟ هر چرتی که میخوای بگو. غر بزن.داد بزن. گریه کن. بخند. از درز دیوار هم شکایت کن. چرا؟
چرا بس نمیکنم؟
نکنه صدای تایپ کردنم بقیه رو اذیت کنه؟
من میخوام برم بهشون بگم که نمیخوام تو گروه مشاوره باشم دیگه. نمیخوام باشم. من خسته ام. من لهم. داغونم. کاش یکی بود تاییدم میکرد که آره برو بگو. به جهنم. حتی مهم نیست که فکر کنن این دختره چقد سست عنصره.
نمیدونم چی داره به سرم میاد
من. کوثر. یک فرد اقتصادی. دارم به مسخره ترین شکل حسابمو خالی میکنم و خیلی هم خوشحالم. اصلا عذاب وجدانم ندارم. میگم شاید یه سیستم دفاعیه که بدنم انتخاب کرده. نمیدونم. امروز رفتم چیزمیز خوراکی بخرم واسه این هفته تو خوابگاه. چی خریدم ؟ پنیر ورقه ای گودا :))))))))) چی داره به سرم میاد ؟ :))))))))) از وقتی که گوشیم رفت من دیگه اون آدم سابق نشدم :))))) کاش الان توییتر داشتم. ینی ممکنه کسی از بیوی توییترم بیاد تو وبلاگ اینو بخونه ؟ خدافظ.
کاش کسی نبود اینجا
کاش تنها بودم
بعد اول بلند بلند میخندیدم
میخندیدم میخندیدم
ازین خنده ها که بعدش میزنی زیر گریه
گریه میکردم گریه میکردم گریه میکردم
بعد انقد خسته میشدم که رو زمین خوابم میبرد
بعد
بعد فردا بیدار میشدم
در خوشحال ترین وضعیت خودم
یا بیدار نمیشدم.
خدافظ.
خدانگهدار.