انسان مگه چقد میتونه به مرور خاطرات دلشو خوش کنه ؟ مگه قلب انسان چقد کشش داره ؟

دلم براش تنگ شده. دقیقا مثل هفته ی پیش این موقعم. دقیقا مثل هفته ی پیش این موقع قلبم مچاله شده. 

یه آهنگی تو گوشم پخش شد، قلبم براش مچاله شد و گونه‌م خیس شد.

چشمام درد میکنه. چیجوری برم تو اتاق ؟

تا بوده همین بوده. همیشه اون کسخلی که میشینه مثل سگ گریه میکنه خودتی. هیچ وقتم قرار نیست جور دیگه ای باشه. خیالت راحت عزیزم

انقد گریه کن تا بمیری. کسخل احمق. فکر میکنی کسی به تخمشه ؟ انقد گریه کن تا چشمات از کاسه دربیاد. احمق احمق احمق

خیلی وقت بود که یخ زده و لرزون زیر پتو نبودم. یادم رفته بود چیجوریه

آفرین کوثر گریه کن. مگه کار دیگه ایم بلدی ؟

بازم جوری یخ زدم که با صدتا پتو گرم نمیشم.

سلام به یخ زدن دستا و پاهام، یار قدیمی من.

میدونم دوست نداری امشب باهام حرف بزنی ولی چاره ی دیگه ای نداشتم عزیزدلم.